طمع

طمع

تاریخ : 01 تیر 1393 نویسنده : sodaaaa موضوع : ادبیات / داستان
روزی روزگاری در روستایی در هند؛ مردی به روستایی‌ها اعلام کرد که برای خرید هر میمون 20 دلار به آنها پول خواهد داد. روستایی‌ها هم که دیدند اطراف‌شان پر است از میمون؛ به جنگل رفتند و شروع به گرفتن‌شان کردند و مرد هم هزاران میمون به قیمت 20 دلار از آنها خرید ولی با کم شدن تعداد میمون‌ها روستایی‌ها دست از تلاش کشیدند…
فرار دختر و خانه طلبه

فرار دختر و خانه طلبه

تاریخ : 30 فروردین 1393 نویسنده : soda موضوع : ادبیات / داستان
 شب هنگام محمد باقر – طلبه جوان- در اتاق خود مشغول مطالعه بود که به ناگاه دختری وارد اتاق او شد در را بست و با انگشت به طلبه بیچاره اشاره کرد که سکوت کند و هیچ نگوید.دختر پرسید: شام چه داری؟؟
خانم حمیدی و مسعود و مادام ویکی

خانم حمیدی و مسعود و مادام ویکی

تاریخ : 29 بهمن 1392 نویسنده : soda موضوع : ادبیات / داستان
  خانم حمیدی برای دیدن پسرش مسعود ، به محل تحصیل او یعنی لندن آمده بود‎. او در آنجا متوجه شد که پسرش با یک هم اتاقی دختر بنام Vikki ‎ زندگی میکند. کاری از دست خانم حمیدی بر نمی آمد و از طرفی هم اتاقی مسعود هم خیلی خوشگل بود.
کلوچه

کلوچه

تاریخ : 29 بهمن 1392 نویسنده : soda موضوع : ادبیات / داستان
  زن جوانی بسته‌ای کلوچه و کتابی خرید و روی نیمکتی در قسمت ویژه فرودگاه نشست که استراحت و مطالعه کند...
توهم جالب یک مرد

توهم جالب یک مرد

تاریخ : 15 بهمن 1392 نویسنده : soda موضوع : ادبیات / داستان
 این‌طوری تعریف می‌کنه: من احمق حرف بابام رو باور کردم و پیچیدم تو خاکی، ٢٠کیلومتر از جاده دور شده بودم که یهو ماشینم خاموش شد و هر کاری کردم روشن نمیشد.
داستان طناب خیالی

داستان طناب خیالی

تاریخ : 14 بهمن 1392 نویسنده : soda موضوع : ادبیات / داستان
 کودکی از مسئول سیرکی پرسید: چرا فیل به این بزرگی را با طنابی به این کوچکی و ضعیفی بسته اید؟ فیل میتواند با یک حرکت به راحتی خودش را آزاد کند و خیلی خطرناک است!