ناشکری

ناشکری

تاریخ : 18 دی 1392 نویسنده : باران موضوع : ادبیات / شعر
دیر زمانیست از تو خبر ندارم گویا شوق ماندن ندارم زمان دیر می گذرد صدای پای اشنا نمی اید
هوا دار چشمت

هوا دار چشمت

تاریخ : 17 دی 1392 نویسنده : باران موضوع : ادبیات / شعر
هوا دار چشمت نگاهم هوادار دو چشمت بود نگاهبان قلبت همین یاد من بود شدم غرق خواهش پر از التهاب در آن دم که دستت به دستان من بود شدم عرق خواهش به ناز دو چشمت شدم لیلی تو پراز عشق و خواهش
ردپای تو

ردپای تو

تاریخ : 17 دی 1392 نویسنده : باران موضوع : ادبیات / شعر
بار ها صدایت کردم فریاد بر اوردم تو را به سوی خویش خواندم شب از برایت گریستم سحر به یادت دعا کردم روز به یادت فریاد کردم گویا نمی شنوی... شاید دوری چنین کرده صدایت می کنم از بی خبری