17 خرداد 1392
کد خبر : 628

باز هم

باز هم

 

باز هم كنار دريا و كف ساحل

گيسوانت را بياور شانه پيدا مي شود

بغض داري شانه ي مردانه پيدا مي شود

 

امتحان كن ساده و معصوم لبخندي بزن

تا ببيني باز هم ديوانه پيدا مي شود

من اسير عابر اين كوچه ي پاييزيم

ورنه هر جايي كه آب و دانه پيدا مي شود

عصر پاييزي زيباييست لبخندي بزن

يك دو فنجان چاي در اين خانه پيدا مي شود

کلید واژه ها :
تنهايي
ادبیات / شعر soda 3 392 بازدید 0 نظر پرینت
  • 0

دیدگاه خود را ثبت کنید :

نام شما :*
ایمیل شما :
نظر شما :