27 آذر 1391
کد خبر : 425

خودت خواستی


خودت خواستی که من مجبور باشم
برم جایی که از تو دور باشم
تو پای منو از قلبت بریدی خودت خواستی که من اینجور باشم
****


خودت خواستی که احساسم بشه سرد
خودت خواستی نمیشه کاریم کرد
می دیدم دارم از چشمات میفتم
مدارا کردم و چیزی نگفتم
*********


برام بودن تو بازی نبود و
از اول آخرش رو می دونستم
تو تونستی ولی من نتونستم
*******************


برات بودن من کافی نبود و

حقیقت این که می بافی نبودو
دارم دق می کنم از درد دوری میخوام مثل تو شم اما چجوری ؟


 

شعر خودت خواستی

شعر خودت خواستی

شعر بسیار زیبای خودت خواستی | فرستاده شده از طرف ناشناس
خودت خواستی که من مجبور باشم
برم جایی که از تو دور باشم
تو پای منو از قلبت بریدی خودت خواستی که من اینجور باشم
****


خودت خواستی که احساسم بشه سرد
خودت خواستی نمیشه کاریم کرد
می دیدم دارم از چشمات میفتم
مدارا کردم و چیزی نگفتم
*********


برام بودن تو بازی نبود و
از اول آخرش رو می دونستم
تو تونستی ولی من نتونستم
*******************


برات بودن من کافی نبود و

حقیقت این که می بافی نبودو
دارم دق می کنم از درد دوری میخوام مثل تو شم اما چجوری ؟



ادبیات / شعر sepahna 2 876 بازدید 0 نظر پرینت
  • 0

دیدگاه خود را ثبت کنید :

نام شما :*
ایمیل شما :
نظر شما :