کانال ما در تلگرام
اشنا

 

چه بگویم آشنا را که دلی شکسته ما را

نه گلایه از تو در دل ، نه ز دست روزگارا

نه در انتظار آنم که رسانی ام به مقصد

نه طبیب کو بر آرد بر محتضر دوا را

 

به خدا که بر نگردم به سرای دوست هرگز

که به دشمنم رساند من مست بینوا را

نه شه ام نه شاه بالم ، نه خوش است روزگارم

که مقام عشق باید کند او شه این گدا را

به طلوع دل چو بستم ز غروب دل شکستم

گرت این حکایت آمد تو حذر کن این خطا را

به چهار گوشه رفتم به جهانی در ببستم

سر کوی او نشستم که مگر رسد نگارا

نرسید جز غبارش به من شکسته

یارشکه ز خاک او نهم من به دو دیده توتیا را

+1
نام:*
ایمیل:


جستجو در سایت
برند مورد علاقه شما
تقویم سایت
<    «  تیر 1399  »    >
شیدسچپج
 123456
78910111213
14151617181920
21222324252627
28293031