28 بهمن 1392
کد خبر : 1396

بیاد قدیم (م.ب)

من وتو

 

به یاد قدیم قدم می زنم

با باران از تو مي گويم

زمين خيس مي شود از خاطرات بي تو


 

لب هايم خيس ، چشمانم خواب

حلقه زيباي است پيچش انگشتم برجای لبانی که نیست

ديگر موج هم آسمانی شودشب وصل من و توبراي هيچ باوري تكرار نخواهد شد

حتي براي سايه هايي كه قسم بودنت را خورده بودند ..

یادش بخیر

به یادت باز دستان تختم را

به آیینه اویز می کنم

اما چه سود ...


کلید واژه ها :
سودا
ادبیات / شعر soda 4682 بازدید 1 نظر پرینت
  • +5

دیدگاه :

  1. User Avatar
    m.o.s.t.a.f.a  ـ  در تاریخ : 2/01/1393 - 18:18
    سلام
    :8:

دیدگاه خود را ثبت کنید :

نام شما :*
ایمیل شما :
نظر شما :