» » صفحه 2
+
باور کنید
ادبیات / شعر

باور کنید

 دیگر حساب مرا بلور کنید فکری به حال آخر این ماجرا کنید مرا به جاودانه شدن آشنا کنید دلم را برای آسمان گدایی کنید
+
تکرار
ادبیات / شعر

تکرار

باز باران با ترانه باز بغضی بی بهانه باز هر روز غرق تکرار باز سیگار پشت سیگار یادم آید خاطراتت خاطراتِ ماندگارت
+
طمع
ادبیات / داستان

طمع

روزی روزگاری در روستایی در هند؛ مردی به روستایی‌ها اعلام کرد که برای خرید هر میمون 20 دلار به آنها پول خواهد داد. روستایی‌ها هم که دیدند اطراف‌شان پر است از میمون؛ به جنگل رفتند و شروع به گرفتن‌شان کردند و مرد هم هزاران میمون به قیمت 20 دلار از آنها خرید
+
ضرب المثل چند مرده حلاجی
ادبیات

ضرب المثل چند مرده حلاجی

 وقتی کسی حرفی را می زند که از عهده وی از نظر دیگران خارج از وقت امکان ندارد که تو بتواند آن کار را انجام دهد این ضرب المثل را برای وی به کار می برند منظور کنایه ای بدین معنی است که تو نمی توانی آن کار را انجام دهی. 
+
پیرمرد و دزد
ادبیات

پیرمرد و دزد

در گذشته هاي دور هنگامي كه افراد براي سفر كردند باز مي شدند به دليل نبودن اسباب مناسب سفر مانند هواپيما و يا ماشين مطمئناً خطراتي آن ها را تهديد مي كرده است ، يكي از اصلي ترين خطرات دزدهاي غافل بوده اند كه شبانه به كاروان ها حمله كرده و تمام اموال آنان را به
+
تقدیر
ادبیات / شعر

تقدیر

این قــــــدر بر دوراهـــــی تقدیـــــر من نایست این طور زُل نزن به من ای چشم های بیست! این آشنای گم شده در عمق چشم هات این حس نابلد کـــه مرا پیر کرده کیست؟
بالا