میخوانمت....

شعر میخوانمت 

برف می بارد ارام به نمایی از سر تقصیر باران

شکسته باز نمیشود بسته به دل یک عابر

و این منم باز میخوانمت از قعر یک تاریخ

و میخوانمت از بیخ و بن یک اشک

به تاوان دلی که برای تو اینگونه خواهش میکند ارام

و من میخوانمت از جنس سرد یک اغوش مرده در بر یک برف طولانی

(soda)

0
نام:*
ایمیل:


جستجو در سایت
برند مورد علاقه شما
تقویم سایت
<    «  فروردین 1399  »    >
شیدسچپج
 1
2345678
9101112131415
16171819202122
23242526272829
3031