عضویت در گروه جوکسرا
تو بخواه....

تو بخواه....

تاریخ : 21 آذر 1398 نویسنده : soda موضوع : ادبیات
به شکرانه ای از باد و بیم از اسمان مه گرفته و ماهایی که در یک گلدان بی من یا که بی تو خار روییده و یک اغوش سرد و بی حاصل از لب های برچیده ، نباید از دل گنجشک خیس در باران غافل بمانیم تو اینک باز از باران و چتر و خیسی لبهای دوخته همچنان گویی و من در لا به لای برگ های فرسوده پاییز همچنان اواز میخوانم
میخوانمت....

میخوانمت....

تاریخ : 20 آذر 1398 نویسنده : soda موضوع : ادبیات / شعر
برف می بارد ارام به نمایی از سر تقصیر باران شکسته باز نمیشود بسته به دل یک عابر و این منم باز میخوانمت از قعر یک تاریخ و میخوانمت از بیخ و بن یک اشک به تاوان دلی که برای تو اینگونه خواهش میکند ارام و من میخوانمت از جنس سرد یک اغوش مرده در بر یک برف طولانی (soda)
طنز کلاه فروش و میمون

طنز کلاه فروش و میمون

تاریخ : 30 اردیبهشت 1398 نویسنده : sepahna موضوع : ادبیات / داستان
طنز کلاه فروش و میمون کلاه فروشی روزی از جنگلی می گذشت. تصمیم گرفت زیر درخت مدتی استراحت کند. لذا کلاه ها را کنار گذاشت و خوابید. وقتی بیدار شد متوجه شد که کلاه ها نیست. بالای سرش را نگاه کرد. تعدادی میمون را دید که کلاه ها را برداشته اند. فکر کرد که چگونه کلاه ها را پس بگیرد. در حال فکر کردن سرش را خاراند و دید که میمون ها همین کار را کردند. او کلاه را ازسرش برداشت و دید که میمون ها هم از او